قهرمان ميرزا عين السلطنه

1268

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

پول زرد مىدادند . اشرفى دو تومان و حال آن‌كه هفده و هجده هزار خريده بودند . تومانى دهشاهى هم به اسم ديگر . روىهم‌رفته نصف جيره عايد نمىشد . از صبح هم فحش مىداد تا غروب . هيچ‌وقت اين قسم چيزها نه شنيده و نه ديده بودم . اطاق نظامى بود ، تحويلدار نظامى ، لشكرنويس مىنشست ، وزير لشكر ، امير توپخانه ، يك نفر هم از طرف شخص وزارت جنگ شروع مىكردند ، به‌ترتيب منصب به خواندن . درجات هركس معلوم . احترامات همه به‌جا [ بود ] . حالا جيره را برده‌اند در بالاخانهء توپخانه در اطاق سيم تمام ياور و نايب و سرهنگها را داده سركرده‌ها و امراى تومان باقى مانده‌اند . شلوغ به يك اندازه كه تصور نمىشود كرد . حساب آن معلوم نيست و متصل هم مىگويند پول نداده‌اند صبر كنيد . دو برابر همه‌ساله پول گرفته‌اند و معلوم نيست چه شده . مثلا يك فوج امروز وارد مىشود يا ساخلوى طهران است يا مأمور ولايتى . اگر ساخلو طهران است فورا بايد فوجى كه مرخص شده منالش را بدهند برود . مىگويند نداريم . دو ماه اين فوج براى وصول محل خودش در طهران است . آن‌وقت اين دو ماه را هم بايد بدهند . دو ماه هم آن يكى آمده و خواهد گرفت . اگر هم مأمور است آنقدر در طهران بايد بماند كه لوازمات سفر آنها تهيه شود . يك‌وقت پنج ماه معطل است و بايد پنج ماه به اين جيره و مواجب بدهند . پنج ماه هم به آن يكى به‌جهت اين‌كه تا اين نرود او مرخص نيست و تا روز ورود اين آن محل مىبرد و اين يكى هم برحسب فرموده خودشان كه متصل مىگويند چند روز صبر كنيد ، چند روز صبر كنيد توقف كرده و مستحق محل است . شوريدن على خان بر وزير نظام ديروز شنيده شد كه فوج افشار قزوين كه سرتيپش على خان است و از قبل از دههء عاشورا طهران آمده به وزير نظام شوريده سرهنگ و بيرق‌دار و ياور جديدى [ را ] كه در سر آنها گذاشته است كتك بسيار زده سرهنگ از پنجره سربازخانه به خانهء ديگرى رفت . خانه به خانه فرار كرده . اما بيرق‌دار آنقدر كتك خورده كه مشرف به موت است . سربازها هم على خان را توى سربازخانه نگاه داشته و نمىگذارند بيرون برود . وزير نظام هروقت خواست با على خان درافتد همين بلا سرش آمد . از سه روز قبل از محرم توپچى قراگوزلو وارد شده تا امروز سان نديده‌اند و اقلا براى همين يك مطلب يكصد مرتبه كتبا و حضورا گفتگو كرده‌ام و شش مرتبه توپچى حاضر شده هرروز يك بهانه و عذرى آورده‌اند . نزديك است توپچى فرار كند . و هيچ اين قسم چيزها نديده بودند ، تعجب مىكنند . آنچه جديد آورده بوديم اين وضعها را ديده فرار